به من فکر کن به تنهاییام

صدای سریال کره ای با صدای قاشق وچنگال پسرم میاد خوابیدم زیر پتو وهمچنان پاهام سرده ،ولی ظهر توی اتوبان اینقدر گرم بودکه کولر زدم 

در واقع اگر خرمالوهای نارنجی وانارهای دون کرده خونه من را فاکتور بگیریم میشه گفت خیلی خبری از پاییز نیست روزها هوا گرم وتازه یکی دو شب که دلت میخواد بری زیر پتو 

کوچه ما برگی روی زمین نیست از بارون هم نگم که از اول آبان منتظر هوای ابری م

ولی توی ماشین،داخل ظرف میوه بچه ها ولابلای خریدهای روزانه م کلی نارنگی پیدا میکنی شایداین تنها دلخوشی پاییزی باشه 

امسال دوازدهمی دارم وهشتم وکاش سال تحصیلی تموم میشد کنکور داده می‌شد و این همه حرص خوردن به یه جایی می‌رسید

اگر بخوام حکایت این همه روز که نبودم را بنویسم حتما دوباره ودوباره فشارم میره بالا وهمه چیز بهم میریزه

همین قدر که دخترکم دچار یه مشکل بزرگ شد درست تو سالی که بایدهمه حواسش پی درسش می‌بود ولی نشدوهمچنانمشکل سر جای خودش هست وچشم هایی که روزی ده بار پر از اشک میشه و من با دیدنشون عذاب میکشم 

تقریبا کل روز را خونه نیست صبح تا نه شب پانسیون وکلاس هست ده شب هم می‌خوابه به بهانه ناهار بردن وغیره میرم بهش سر میزنم وغصه قورت میدم

درس پسرم را کامل گذاشتم به عهده خودش دیگه نمیکشم ولی خب اون هم مدرسه داره کلاس زبان داره یه کلاس دیگه میره واین وسط رو ز من از شیش صبح شروع میشه تا تغذیه گذاشتن روزانه و رسوندن بچه ها بعد خرید و خونه وناهار ومرتب کردن خونه تا ساعت دو که ناهار اولی را میبرم ودومی را میارم و تا نه شب یا میبرم ومیارم یا شام میزارم وخدا را شکر البته

خونه مون ده که میشه بیهوش میشیم ،حتی جمعه هم دخترم تا دو کلاس داره یا آزمون های موسسه

در اصل قشنگ ترین روزمون از ظهر چهارشنبه س اگه زبان پسرم را فاکتور بگیرم تا ظهر پنج شنبه

چه می‌کنیدبا درآمدهای معمولی وگرونی های نجومی 

یه کاپشن پسرونه معمولی زیر ده میلیون نیست تازه من از تهران حرف نمیزنم از همین کرج ویه مرکز خریدمعمولی 

خریدسوپر ومیوه که نگو 

و امان از روز خریدگوشت ومرغ 

چه موقع قراره زندگی کنیم

دلم یک روز فقط یک روز زندگی کردن برای خودم را میخواد

همچنان نقابم را دارم با مشکلات جدید دوتا دوتا نقاب میزنم و به دخترم دلداری میدم فضای خونه را گرم میکنم با هر چی که بخوان از درست کردن قلیه ماهی با سبزی تازه تااااااااا هزار تا دلقک بازی 

پسرم کارای درمانی دندون ش تمام ش میرفت و میومد وانگار نه انگار امان از من که مثل سگ میترسم 

کپسول کم خونی م از سیصد شده یک میلیون واز هر داروخانه که بپرسی میگه ندارم من پیدا کردم ولی مردم اسیرن اسیر همین نه گفتن داروها شون با قیمت های گزاف 

خانه هستیم وهیچ رفت و آمدی هست نیست ونخواهد بود تا پایان کنکور 

برم چایی بریزم رطب هم دارم

سالم باشید و دلشاد