X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

دلنوشته های من

دلنوشته

دلنوشته

از ابتدا که قدش خمیده نبود اتفاقا بلند بالا بود با موهایی که تا کمرش میرسید 

همیشه آراسته بود و هست با سرمه چشمش و پوست مثل برگ گلش تا دستهای کشیده و انگشتر عقیقش

هنوز که هنوزه یاد نگرفته ام به با کلاسی اون سیگار بکشم البته حالا دیگر دستهایش توان گرفتن نداردو ریه اش نای دود

بزرگ بود و هست آنقدر که نگاهش همه حرفها را میزند 

من خانم صدایش میکنم هر چند که دست روزگار نمیگذارد بیشتر از سالی یکبار ببینمش

روزگار پر شکوهش سالهاست تمام شده تمام نوکر و کلفتها یا رفته اند یا مرده اند 

از خانه هزارمتری اش فقط یک کلبه صدمتری مانده با پرستاری که مهربان نیست 

بچه هایش همه سهم میخواستند و خانم سخاوتمندانه از سهم خودش هم گذشت

هنوز هم بوی گل میدهد و پشت تلفن از دعاهای زیادش در حق من میگوید و دلواپسیش

ورق بازی و تخته بازیش حرف نداشت همینطور مزه پر آرامش غذاهایش

باز هم وقتی میبینتم نه زن شدنم را باور دارد نه مادر شدنم را یواشکی توی جیبم پول میگذارد

همیشه و همیشه میپرسد چرا چشمت غم دارد میخندم و میگم شاید آرایشم پاک شده همیشه هم در جوابم میگوید تو بی آرایش خوشگل تری

لب تختش مینشینم اما از نگاهش فرار میکنم همین طور از سوالهای کوتاه و پرمعنیش

عاشق شنیدن روایتهای عاشقانه بود و هست 

خودش به زور شوهر کرده و تمام زندگی آقا را دوست نداشته

حالا از ان قد بلند قامت خمیده زنی مانده که روزهای صد سالگی را ورق میزند

خانم تو راست میگفتی سبزه بختی بهتر از سپید بختیست


تاریخ ارسال: دوشنبه 20 فروردین 1397 ساعت 19:03 | نویسنده: خورشید
نظرات (37)
دوشنبه 3 اردیبهشت 1397 15:14
ثریا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
کم نت میام عزیزم می خونمت و همیشه دعات می کنم عزیزم اما نمیخوام با حس بد برات کامنت بزارم عزیزم الان هم بعد یه هفته خوش شانس بودم رمزی نکردی دارم جواب کامنتم رو می بینم
پاسخ:
باشه کم بیا ولی بیخبرم نزار
جمعه 31 فروردین 1397 19:57
مهتا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام خورشید بانو .
چقدر زیبا مثل یک فیلم این خانم رو معرفی کردی بابا شما یک فیلم نامه نویس حرفه ای هستی می دونستی ؟ جدی می گم .
می دونی برا اخرش بزار خیال پردازی کنم که ابن بانوی زیبا با دست کش های سفید مخصوص باغبانیش از باغچه پر از رزش موقع خدا حافظی با خورشید دسته گلی از رز سفید و کرمی رنگ خوش عطری به خورشید بانو هدیه داد.و به او گفت خورشید نبینم دیگه غصه بخوری ها..:))))
پاسخ:
سلام عزیزم ممنونم ازت
کاش بشه غصه نخورد
چهارشنبه 29 فروردین 1397 17:05
فاخره
امتیاز: 0 0
لینک نظر
کامنتای من نرسیده خورشید جان؟
بمن رمزو نمیدی؟
پاسخ:
رمز چی را میخوای عزیزم
سه‌شنبه 28 فروردین 1397 21:02
میترا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مهربانو گرچه پیامت خطاب به حانیه بود ولی به نوعی هممون مخاطبت بودیم.عزیزم ممنونم که یه خبر از خودت دادی.آرزو میکنم حالت خر چه زودتر خوب بشه
پاسخ:
ممنونم عزیزم بابت همیشه بودنت
خیلی ممنونم
دوشنبه 27 فروردین 1397 21:37
غ ز ل
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خصوصی
من اینجا چندبار کامنت دادم
واقعا هیچ کدوم نرسید؟
پاسخ:
چرا عزیزم شرمنده ت شدم
دوشنبه 27 فروردین 1397 17:36
ترانه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چرا نمی نویسی خورشید جان دلم برات تنگ شده
پاسخ:
چی بنویسم عشقم
امروز بلاگت بودم
دوشنبه 27 فروردین 1397 15:54
ثریا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
یادمه تابستون که برات کامنت میذاشتم همین جمله رو از زبون مادربزرگت برام نوشته بودی
پاسخ:
کجایی توووووووووو
دوشنبه 27 فروردین 1397 15:52
ثریا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آخ دلم گرفت واسه این خانم
پاسخ:
دیگه منو نمیخونی؟
دوشنبه 27 فروردین 1397 10:46
میترا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام مهربانو جون.انشالا که در کنار مهمونهات همه چیز به خوبی و خوشی و ختم به خیر بشه برات.اگه دوست داری و صلاح میدونی رمز رو بهم بده.شمارم رو که داری نازنینم.البته مهم آرامش و صلاحدید خودته.در هر حال دوست ندیده من همیشه خواهی موند
پاسخ:
ببخش پاکش کردم پست رمزی بعدی میفرستم عزیزم
دوشنبه 27 فروردین 1397 08:52
کیهان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چنین کهنسالانی باعث می شوند که از کهن سالی خوشم بیاید.برایتان و ایشان شادی و آرامش آرزو می کنم
پاسخ:
ممنونم
شنبه 25 فروردین 1397 11:28
فندوقی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
عزیزم کامنتم نرسید؟ من شامل رمز میشم؟
پاسخ:
فرستادم عزیزم
شنبه 25 فروردین 1397 09:14
رافائل
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خورشید جان توی وبلاگ نوشتم. متاسفانه باید بررسی دقیق تر بشم اما میخوام یکی دو ماهی صبر کنم بعد از عروسی. آخه الان ممکن یهو بزنم همه چیز رو کنسل کنم و همکلاسی با این شرایط خیلی اذیت میشه. همه چیز رو بهش گفتم. میگه یه دکتر خوب برات پیدا میکنم. همش میگه اینقدر دنبال بهونه برای به هم زدن ازدواجمون نگرد. منم نمیخوام این چندماه خوشحالی رو ازش بگیرم. اینه که میذارم برای بعد از ازدواجمون. نگران نباش. من به خدا توکل کردم. تو هم برام دعا کن.
راستی اگه دوست داشتی به منم رمز پست بعدی رو بده.
پاسخ:
فرستادم عزیزم
تو روخدا مراقب خودت باش دوست عزیز و مهربونم روی من حساب کن هر کاری داشته باشی
جمعه 24 فروردین 1397 16:47
ستاره سهیلم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام عزیزم
خوبی بهتری ؟ شکرخدا کامنتدونی هم باز شد
منم رمز میخام خب
پاسخ:
میفرستم عزیزم
جمعه 24 فروردین 1397 14:18
طلا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام خورشید جان اگه صلاح دونستی رمزو به منم بده
مرسیییی
پاسخ:
میفرستم عزیزم
پنج‌شنبه 23 فروردین 1397 20:33
زن زمستانی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خورشید جان میتونم تقاضای رمز کنم ؟
پاسخ:
میفرستم عزیزم
پنج‌شنبه 23 فروردین 1397 11:38
ترانه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خورشید جانم به من رمز پست آخرو نمیدی ؟
پاسخ:
شرمنده عزیزم
پنج‌شنبه 23 فروردین 1397 00:11
رها
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خورشید جان من نمیدونم رمز بهم تعلق میگیره یا نه. بهرحال مهم اینکه تو راحت باشی. امیدوارم خوب باشی.
پاسخ:
میفرستم عزیزم
پنج‌شنبه 23 فروردین 1397 00:10
تیام
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام خورشید خانم من که وبلاگ ندارم واس وپاسم نمیخوای بهم رمز بدی
پاسخ:
اس میکنم
چهارشنبه 22 فروردین 1397 12:34
بانوی زمستانی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خورشید جان از هر راهی که بگی در خدمتم که پای درد دلت بشینم . تلفن . اینستاگرام . تلکرام . هر کدوم که مایلی فقط لب تر کن عزیزم . هر کدوم رو بخوای فقط بگو شماره با آدرس بذارم
پاسخ:
فدات بشم من
میام وبت شماره میزارم
چهارشنبه 22 فروردین 1397 12:31
زن کویر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام خورشید جانکم
سال نو مبارک. امیدوارم امسال بتونی تصمیمات خوب و خیری بگیری. دلت شاد باشه و لبت خندون و تنت سلامت

این خانم را دوست داشتم. فقط نمیدونم چرا یه عمر با مردی که دوست نداشت زندگی کرد؟ وقتی اونقدر با صلابت و قوی بوده ؟ عجیبه
میدونی حس می کنم ما آدمها هر چیزی را که به خاطر ترس و کوتاهی خودمون بدست نمیاریم اسمشو میذاریم تقدیر و سرنوشت

خورشیدکم همه را که رمزی کردی. منم تو وبلاگم فریاد خورشید خورشید می زدم و تو تحویل نمی گرفتی.
بابا یه نگاهی هم به ما بکن
پاسخ:
سلام عزیزم خوبی
سال نو مبارک باشه امیدوارم برای تو و خانواده محترم بهترین سال باشه
نمیدونی من روزی چند بار بهت سر میزدم
دلم لک زده بود برات
رمز را میفرستم عزیزم
دقیقا منم فک میکنم مشکل خانم همین گذشت بیجا بود
چهارشنبه 22 فروردین 1397 11:21
eliss
امتیاز: 0 0
لینک نظر
راستی عزیزم میتونم لینکت کنم اگه خواستی بگو...
پاسخ:
باشه حتما عزیزم
چهارشنبه 22 فروردین 1397 09:33
بودا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام خورشید بانوی عزیز
تبریک سال نوی من رو با تاخیر چند هفته ای پذیرا باشین
میدونم که شرایط کاری سخت من رو درک میکنین
این پستتون بشدت دلچسب بود
من چند بار خوندمش تا بتونم آمادگی پیام گذاشتن رو پیدا کنم
انگار دقیقا از مادر بزرگ من نوشته بودین
نسل اصیل و کمیابی که بسرعت داره منقرض میشه
خانوم خونواده ی ما هم مثل خیلی های دیگه بعد از انقلاب زندگی متفاوتی رو تجربه کرد
شاید کلفت و نوکرش رو نداشت ولی تا روز آخر زندگی همچنان خانوم موند
کسی که بدی های روزگار بدش نکرد و اصالتش رو ازش نگرفت
و من ... همیشه با افتخار ازش یاد میکنم
قدر خانوم رو بدونین و بیشتر کنارش باشین لطفا
پاسخ:
سلام بودا
سال نو مبارک باشه امیدوارم برای تو و خانواده محترم بهترین سال باشه
خدا رحمتشون کنه
فک کردم گمت کردیم
راستی ازدواجت مبارک امیدوارم باهاش به ارامش برسی دوست عزیز
چهارشنبه 22 فروردین 1397 06:49
بانوی زمستانی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سبزه بختی بهتر از سفید بختی است
خورشیدم عجب نوشته بی نظیری بود چند بار خوندمش . همینی که هنوز کسی هست که دلواپس آدم‌باشه خوبه . همینی که اون کس با نگاهش وجودت رو زیر و رو کنه و بدونه یه چیزی هست خوبه . کاش همه یه دونه خانم که دلش واپس بره برات داشتن .
تو زن بی نظیر آفتابی که هنوزم از بین اون همه ابر قشنگیای زندگی رو عمیق نفس میکشه
پاسخ:
فدات عزیزم
خوبی خودت
کاش میشد از پشت این قاب دستات را بگیرم و برات دردودل کنم
سه‌شنبه 21 فروردین 1397 23:10
رها
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام خورشید جان
تمام توصیفاتت انگار از مادربزرگ من بود و اتفاقا بهش میگفتیم خانم.
سیگار کشیدنش خاص بود و سرمه چشماش تا روزهای اخر زندگیش ترک نشد.
خانم بود و باسلیقه و خانزاده. همیشه با استکان کمر باریک چای مینوشید و عاشق مطالعه بود. روحش شاد باشه و سایه خانم شما هم بر سرتون مستدام.
پاسخ:
سلام رها عزیزم چقدر دلتنگت بودم
چه خوب که دوباره مینویسی
روحش شاد باشه
سه‌شنبه 21 فروردین 1397 14:04
هدیه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
همین الان که اومدم جوابتو به کامنتم خوندم بغضم ترکید.... اشکام گوله گوله میان....
خورشید خیلی خسته م.... وقتی شما و نیسا و دوستای دیگه رو می بینم، وقتی غم توو سینه م رو می بینم، غم عالم آوار میشه میریزه روو قلبم
دارم زیر فشارشون له میشم
چرا نمیشه کاری کرد؟!
چرا همچین موجودات ضعیفی هستیم؟! آخه کجامون به اشرف مخلوقات بودن میخوره؟!
پاسخ:
فدات بشم تو ضعیف نیستی عزیزم بعد اون همه عذاب
صبور باش
سه‌شنبه 21 فروردین 1397 13:47
شکوفه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام خورشیدجان یه دوهفته ای نت نداشتم الان که امدم میبینم که همه پست هات رمزی کردی .میشه به روش ترانه دفترخوشی هابهم رمزبدی.مثلامن یه عددمیگم شماهم یه عددبگین که من ازش کم یازیادکنم رمزبه دست بیارم.
پاسخ:
از کجا نخوندی
سه‌شنبه 21 فروردین 1397 11:31
eliss
امتیاز: 1 0
لینک نظر
زنانگی یعنی اینکه
گوشی تلفن را برداری
و برای جایی رفتن از کسی اجازه بگیری...
نه که عهد قجر باشد،
نه که اجازه ات دست خودت نباشد،
یک وقت هایی
آدم دلش می خواهد اجازه اش را بدهد دست کسی
تا دلش قرص شود که مهم است برای کسی!
این روزها که
بی اجازه و به اختیار می زنم بیرون
انگار بی کَس ترین زن عالمم...!
پاسخ:
هزار دفعه خوندمش
خیلی ممنونم عزیزم خیلی
سه‌شنبه 21 فروردین 1397 10:49
eliss
امتیاز: 0 0
لینک نظر
این خانم کیه خورشید جون؟
پاسخ:
یه خانم
سه‌شنبه 21 فروردین 1397 10:39
شیرین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
نمیدانم قدیمیها ژنشان خوب بود یا قلبشان از طلا
ولی اینو میدونم تکرار نمیشن هیچوقت
پاسخ:
چطوری شیرین جانم
چرا زدی جاده خاکی حال خودت را خوب کن
سه‌شنبه 21 فروردین 1397 10:35
نازلی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خورشیدکم خوبی؟
سال نو مبارک . امیدوارم دلت پر از شادی و ارامش بشه امسال
پاسخ:
فدای تو بشم کیان افشار خواستنی من
سال نو تو هم مبارک
امیدوارم برای جفتمون ذره ای آرامش داشته باشه
سه‌شنبه 21 فروردین 1397 08:36
چکامه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دلمنم حسرت یه کسی رو داره کخ بتونه وقت و بیوقت بهش سربزنه و درد دل کنه .... دلم تنگه ....دلم دامن مادرمو میخواد .....
پاسخ:
ای جانم
کاش پیشت بودم
سه‌شنبه 21 فروردین 1397 08:03
رافائل
امتیاز: 0 0
لینک نظر
این دلنوشته یه حسی داشت مثل تلنگر. انگار یه سطل آب رو بپاشن تو صورت آدم.
پاسخ:
دوست وفادارم نمیدونی وقتی پستات را میخونم چقد قلبم فشرده میشه برات سلامتی از خدا میخوام پریروز بابت تو خیلی حالم بد بود زودتر بیا و خبر خوب بده
سه‌شنبه 21 فروردین 1397 02:46
ترانه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چقدر به دلم نشست دلنوشته ت
پاسخ:
فدات عزیزم
سه‌شنبه 21 فروردین 1397 02:05
هدیه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
جمله ی آخر رو مدام تکرار می کنم......
سبزه بختی....
دل نوشته ت عااااالی بود، مثل همیشه
نمی دونم چرا هر چقدرم میخوای نقش بازی کنی و بخندی، این چشم ها داد میزنن همه چیو! چقدر قشنگ بلدن ساز مخالف بزنن
چیزی نمیگم ولی هستم و می خونمت و به یادتم
گفتی زنگ نزنیم..... از اون موقع جرات پیام دادن و زنگ زدن ندارم! اصلا نمی دونم باید چیکار کنم؟!
هی میرم و میام به امید یه راه چاره
امروز که پست قبلت رو خوندم دلم خواست پاشم راه بیفتم سمت تهران.... بیام پیشت.. بعد دیدم حتی تنهایی اختیار و عرضه ی چنین کاری رو هم ندارم....
بعد دیدم چقدر ضعیفم......
هه
پاسخ:
قربونت برم الهی باور میکنی به جون بچه ها هر پستی که میزارم میدونم تو بیشتر از هر کسی درک میکنی و غصه منو میخوری
دوشنبه 20 فروردین 1397 22:14
شادی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام. سال نوت مباک خورشید جان. منم خیلی وقتا احساس تنهایی میکنم. خونوادم شهرستانن و همسرم به شدت وابسته به خونوادش. عملا هیچ درکی از من نداره. تو باز بچه داری که دلت بهش خوش باشه. من که یه موقعایی واقعا احساس می کنم تنهای تنهام. دعا کن خدا کمکم کنه. ایشالا حال شما هم روز به روز بهتر میشه.
پاسخ:
شادی عزیزم درکت میکنم اگه بچه ها نبودن دق میکردم
سال نو شما هم مبارک امیدوارم امسال برات پر از خوشی و آراامش باشه
دوشنبه 20 فروردین 1397 21:09
آرزو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سبزه بختی یعنی چی؟
پاسخ:
یعنی بهتر از سپیدبخت
دوشنبه 20 فروردین 1397 19:25
مریم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
میشه بگی این خانمی که این‌قدر قشنگ توصیفش کردی کیه ??
پاسخ:
یه خانم
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.