X
تبلیغات
رایتل

دلنوشته های من

دلنوشته

دوشنبه 20 فروردین 1397 ساعت 19:03

دلنوشته

از ابتدا که قدش خمیده نبود اتفاقا بلند بالا بود با موهایی که تا کمرش میرسید 

همیشه آراسته بود و هست با سرمه چشمش و پوست مثل برگ گلش تا دستهای کشیده و انگشتر عقیقش

هنوز که هنوزه یاد نگرفته ام به با کلاسی اون سیگار بکشم البته حالا دیگر دستهایش توان گرفتن نداردو ریه اش نای دود

بزرگ بود و هست آنقدر که نگاهش همه حرفها را میزند 

من خانم صدایش میکنم هر چند که دست روزگار نمیگذارد بیشتر از سالی یکبار ببینمش

روزگار پر شکوهش سالهاست تمام شده تمام نوکر و کلفتها یا رفته اند یا مرده اند 

از خانه هزارمتری اش فقط یک کلبه صدمتری مانده با پرستاری که مهربان نیست 

بچه هایش همه سهم میخواستند و خانم سخاوتمندانه از سهم خودش هم گذشت

هنوز هم بوی گل میدهد و پشت تلفن از دعاهای زیادش در حق من میگوید و دلواپسیش

ورق بازی و تخته بازیش حرف نداشت همینطور مزه پر آرامش غذاهایش

باز هم وقتی میبینتم نه زن شدنم را باور دارد نه مادر شدنم را یواشکی توی جیبم پول میگذارد

همیشه و همیشه میپرسد چرا چشمت غم دارد میخندم و میگم شاید آرایشم پاک شده همیشه هم در جوابم میگوید تو بی آرایش خوشگل تری

لب تختش مینشینم اما از نگاهش فرار میکنم همین طور از سوالهای کوتاه و پرمعنیش

عاشق شنیدن روایتهای عاشقانه بود و هست 

خودش به زور شوهر کرده و تمام زندگی آقا را دوست نداشته

حالا از ان قد بلند قامت خمیده زنی مانده که روزهای صد سالگی را ورق میزند

خانم تو راست میگفتی سبزه بختی بهتر از سپید بختیست


نظرات (36)
+ مهتا
سلام خورشید بانو .
چقدر زیبا مثل یک فیلم این خانم رو معرفی کردی بابا شما یک فیلم نامه نویس حرفه ای هستی می دونستی ؟ جدی می گم .
می دونی برا اخرش بزار خیال پردازی کنم که ابن بانوی زیبا با دست کش های سفید مخصوص باغبانیش از باغچه پر از رزش موقع خدا حافظی با خورشید دسته گلی از رز سفید و کرمی رنگ خوش عطری به خورشید بانو هدیه داد.و به او گفت خورشید نبینم دیگه غصه بخوری ها..:))))
جمعه 31 فروردین 1397 ساعت 19:57
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم ممنونم ازت
کاش بشه غصه نخورد
+ فاخره
کامنتای من نرسیده خورشید جان؟
بمن رمزو نمیدی؟
چهارشنبه 29 فروردین 1397 ساعت 17:05
امتیاز: 0 0
پاسخ:
رمز چی را میخوای عزیزم
+ میترا
مهربانو گرچه پیامت خطاب به حانیه بود ولی به نوعی هممون مخاطبت بودیم.عزیزم ممنونم که یه خبر از خودت دادی.آرزو میکنم حالت خر چه زودتر خوب بشه
سه‌شنبه 28 فروردین 1397 ساعت 21:02
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم عزیزم بابت همیشه بودنت
خیلی ممنونم
+ غ ز ل
خصوصی
من اینجا چندبار کامنت دادم
واقعا هیچ کدوم نرسید؟
دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 21:37
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چرا عزیزم شرمنده ت شدم
چرا نمی نویسی خورشید جان دلم برات تنگ شده
دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 17:36
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چی بنویسم عشقم
امروز بلاگت بودم
+ ثریا
یادمه تابستون که برات کامنت میذاشتم همین جمله رو از زبون مادربزرگت برام نوشته بودی
دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 15:54
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کجایی توووووووووو
+ ثریا
آخ دلم گرفت واسه این خانم
دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 15:52
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دیگه منو نمیخونی؟
+ میترا
سلام مهربانو جون.انشالا که در کنار مهمونهات همه چیز به خوبی و خوشی و ختم به خیر بشه برات.اگه دوست داری و صلاح میدونی رمز رو بهم بده.شمارم رو که داری نازنینم.البته مهم آرامش و صلاحدید خودته.در هر حال دوست ندیده من همیشه خواهی موند
دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 10:46
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ببخش پاکش کردم پست رمزی بعدی میفرستم عزیزم
چنین کهنسالانی باعث می شوند که از کهن سالی خوشم بیاید.برایتان و ایشان شادی و آرامش آرزو می کنم
دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 08:52
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم
عزیزم کامنتم نرسید؟ من شامل رمز میشم؟
شنبه 25 فروردین 1397 ساعت 11:28
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فرستادم عزیزم
خورشید جان توی وبلاگ نوشتم. متاسفانه باید بررسی دقیق تر بشم اما میخوام یکی دو ماهی صبر کنم بعد از عروسی. آخه الان ممکن یهو بزنم همه چیز رو کنسل کنم و همکلاسی با این شرایط خیلی اذیت میشه. همه چیز رو بهش گفتم. میگه یه دکتر خوب برات پیدا میکنم. همش میگه اینقدر دنبال بهونه برای به هم زدن ازدواجمون نگرد. منم نمیخوام این چندماه خوشحالی رو ازش بگیرم. اینه که میذارم برای بعد از ازدواجمون. نگران نباش. من به خدا توکل کردم. تو هم برام دعا کن.
راستی اگه دوست داشتی به منم رمز پست بعدی رو بده.
شنبه 25 فروردین 1397 ساعت 09:14
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فرستادم عزیزم
تو روخدا مراقب خودت باش دوست عزیز و مهربونم روی من حساب کن هر کاری داشته باشی
+ ستاره سهیلم
سلام عزیزم
خوبی بهتری ؟ شکرخدا کامنتدونی هم باز شد
منم رمز میخام خب
جمعه 24 فروردین 1397 ساعت 16:47
امتیاز: 0 0
پاسخ:
میفرستم عزیزم
سلام خورشید جان اگه صلاح دونستی رمزو به منم بده
مرسیییی
جمعه 24 فروردین 1397 ساعت 14:18
امتیاز: 0 0
پاسخ:
میفرستم عزیزم
خورشید جان میتونم تقاضای رمز کنم ؟
پنج‌شنبه 23 فروردین 1397 ساعت 20:33
امتیاز: 0 0
پاسخ:
میفرستم عزیزم
خورشید جانم به من رمز پست آخرو نمیدی ؟
پنج‌شنبه 23 فروردین 1397 ساعت 11:38
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شرمنده عزیزم
خورشید جان من نمیدونم رمز بهم تعلق میگیره یا نه. بهرحال مهم اینکه تو راحت باشی. امیدوارم خوب باشی.
پنج‌شنبه 23 فروردین 1397 ساعت 00:11
امتیاز: 0 0
پاسخ:
میفرستم عزیزم
+ تیام
سلام خورشید خانم من که وبلاگ ندارم واس وپاسم نمیخوای بهم رمز بدی
پنج‌شنبه 23 فروردین 1397 ساعت 00:10
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اس میکنم
+ بانوی زمستانی
خورشید جان از هر راهی که بگی در خدمتم که پای درد دلت بشینم . تلفن . اینستاگرام . تلکرام . هر کدوم که مایلی فقط لب تر کن عزیزم . هر کدوم رو بخوای فقط بگو شماره با آدرس بذارم
چهارشنبه 22 فروردین 1397 ساعت 12:34
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فدات بشم من
میام وبت شماره میزارم
سلام خورشید جانکم
سال نو مبارک. امیدوارم امسال بتونی تصمیمات خوب و خیری بگیری. دلت شاد باشه و لبت خندون و تنت سلامت

این خانم را دوست داشتم. فقط نمیدونم چرا یه عمر با مردی که دوست نداشت زندگی کرد؟ وقتی اونقدر با صلابت و قوی بوده ؟ عجیبه
میدونی حس می کنم ما آدمها هر چیزی را که به خاطر ترس و کوتاهی خودمون بدست نمیاریم اسمشو میذاریم تقدیر و سرنوشت

خورشیدکم همه را که رمزی کردی. منم تو وبلاگم فریاد خورشید خورشید می زدم و تو تحویل نمی گرفتی.
بابا یه نگاهی هم به ما بکن
چهارشنبه 22 فروردین 1397 ساعت 12:31
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم خوبی
سال نو مبارک باشه امیدوارم برای تو و خانواده محترم بهترین سال باشه
نمیدونی من روزی چند بار بهت سر میزدم
دلم لک زده بود برات
رمز را میفرستم عزیزم
دقیقا منم فک میکنم مشکل خانم همین گذشت بیجا بود
راستی عزیزم میتونم لینکت کنم اگه خواستی بگو...
چهارشنبه 22 فروردین 1397 ساعت 11:21
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باشه حتما عزیزم
+ بودا
سلام خورشید بانوی عزیز
تبریک سال نوی من رو با تاخیر چند هفته ای پذیرا باشین
میدونم که شرایط کاری سخت من رو درک میکنین
این پستتون بشدت دلچسب بود
من چند بار خوندمش تا بتونم آمادگی پیام گذاشتن رو پیدا کنم
انگار دقیقا از مادر بزرگ من نوشته بودین
نسل اصیل و کمیابی که بسرعت داره منقرض میشه
خانوم خونواده ی ما هم مثل خیلی های دیگه بعد از انقلاب زندگی متفاوتی رو تجربه کرد
شاید کلفت و نوکرش رو نداشت ولی تا روز آخر زندگی همچنان خانوم موند
کسی که بدی های روزگار بدش نکرد و اصالتش رو ازش نگرفت
و من ... همیشه با افتخار ازش یاد میکنم
قدر خانوم رو بدونین و بیشتر کنارش باشین لطفا
چهارشنبه 22 فروردین 1397 ساعت 09:33
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام بودا
سال نو مبارک باشه امیدوارم برای تو و خانواده محترم بهترین سال باشه
خدا رحمتشون کنه
فک کردم گمت کردیم
راستی ازدواجت مبارک امیدوارم باهاش به ارامش برسی دوست عزیز
+ بانوی زمستانی
سبزه بختی بهتر از سفید بختی است
خورشیدم عجب نوشته بی نظیری بود چند بار خوندمش . همینی که هنوز کسی هست که دلواپس آدم‌باشه خوبه . همینی که اون کس با نگاهش وجودت رو زیر و رو کنه و بدونه یه چیزی هست خوبه . کاش همه یه دونه خانم که دلش واپس بره برات داشتن .
تو زن بی نظیر آفتابی که هنوزم از بین اون همه ابر قشنگیای زندگی رو عمیق نفس میکشه
چهارشنبه 22 فروردین 1397 ساعت 06:49
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فدات عزیزم
خوبی خودت
کاش میشد از پشت این قاب دستات را بگیرم و برات دردودل کنم
سلام خورشید جان
تمام توصیفاتت انگار از مادربزرگ من بود و اتفاقا بهش میگفتیم خانم.
سیگار کشیدنش خاص بود و سرمه چشماش تا روزهای اخر زندگیش ترک نشد.
خانم بود و باسلیقه و خانزاده. همیشه با استکان کمر باریک چای مینوشید و عاشق مطالعه بود. روحش شاد باشه و سایه خانم شما هم بر سرتون مستدام.
سه‌شنبه 21 فروردین 1397 ساعت 23:10
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام رها عزیزم چقدر دلتنگت بودم
چه خوب که دوباره مینویسی
روحش شاد باشه
همین الان که اومدم جوابتو به کامنتم خوندم بغضم ترکید.... اشکام گوله گوله میان....
خورشید خیلی خسته م.... وقتی شما و نیسا و دوستای دیگه رو می بینم، وقتی غم توو سینه م رو می بینم، غم عالم آوار میشه میریزه روو قلبم
دارم زیر فشارشون له میشم
چرا نمیشه کاری کرد؟!
چرا همچین موجودات ضعیفی هستیم؟! آخه کجامون به اشرف مخلوقات بودن میخوره؟!
سه‌شنبه 21 فروردین 1397 ساعت 14:04
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فدات بشم تو ضعیف نیستی عزیزم بعد اون همه عذاب
صبور باش
+ شکوفه
سلام خورشیدجان یه دوهفته ای نت نداشتم الان که امدم میبینم که همه پست هات رمزی کردی .میشه به روش ترانه دفترخوشی هابهم رمزبدی.مثلامن یه عددمیگم شماهم یه عددبگین که من ازش کم یازیادکنم رمزبه دست بیارم.
سه‌شنبه 21 فروردین 1397 ساعت 13:47
امتیاز: 0 0
پاسخ:
از کجا نخوندی
زنانگی یعنی اینکه
گوشی تلفن را برداری
و برای جایی رفتن از کسی اجازه بگیری...
نه که عهد قجر باشد،
نه که اجازه ات دست خودت نباشد،
یک وقت هایی
آدم دلش می خواهد اجازه اش را بدهد دست کسی
تا دلش قرص شود که مهم است برای کسی!
این روزها که
بی اجازه و به اختیار می زنم بیرون
انگار بی کَس ترین زن عالمم...!
سه‌شنبه 21 فروردین 1397 ساعت 11:31
امتیاز: 1 0
پاسخ:
هزار دفعه خوندمش
خیلی ممنونم عزیزم خیلی
این خانم کیه خورشید جون؟
سه‌شنبه 21 فروردین 1397 ساعت 10:49
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یه خانم
نمیدانم قدیمیها ژنشان خوب بود یا قلبشان از طلا
ولی اینو میدونم تکرار نمیشن هیچوقت
سه‌شنبه 21 فروردین 1397 ساعت 10:39
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چطوری شیرین جانم
چرا زدی جاده خاکی حال خودت را خوب کن
+ نازلی
خورشیدکم خوبی؟
سال نو مبارک . امیدوارم دلت پر از شادی و ارامش بشه امسال
سه‌شنبه 21 فروردین 1397 ساعت 10:35
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فدای تو بشم کیان افشار خواستنی من
سال نو تو هم مبارک
امیدوارم برای جفتمون ذره ای آرامش داشته باشه
دلمنم حسرت یه کسی رو داره کخ بتونه وقت و بیوقت بهش سربزنه و درد دل کنه .... دلم تنگه ....دلم دامن مادرمو میخواد .....
سه‌شنبه 21 فروردین 1397 ساعت 08:36
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ای جانم
کاش پیشت بودم
این دلنوشته یه حسی داشت مثل تلنگر. انگار یه سطل آب رو بپاشن تو صورت آدم.
سه‌شنبه 21 فروردین 1397 ساعت 08:03
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دوست وفادارم نمیدونی وقتی پستات را میخونم چقد قلبم فشرده میشه برات سلامتی از خدا میخوام پریروز بابت تو خیلی حالم بد بود زودتر بیا و خبر خوب بده
چقدر به دلم نشست دلنوشته ت
سه‌شنبه 21 فروردین 1397 ساعت 02:46
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فدات عزیزم
جمله ی آخر رو مدام تکرار می کنم......
سبزه بختی....
دل نوشته ت عااااالی بود، مثل همیشه
نمی دونم چرا هر چقدرم میخوای نقش بازی کنی و بخندی، این چشم ها داد میزنن همه چیو! چقدر قشنگ بلدن ساز مخالف بزنن
چیزی نمیگم ولی هستم و می خونمت و به یادتم
گفتی زنگ نزنیم..... از اون موقع جرات پیام دادن و زنگ زدن ندارم! اصلا نمی دونم باید چیکار کنم؟!
هی میرم و میام به امید یه راه چاره
امروز که پست قبلت رو خوندم دلم خواست پاشم راه بیفتم سمت تهران.... بیام پیشت.. بعد دیدم حتی تنهایی اختیار و عرضه ی چنین کاری رو هم ندارم....
بعد دیدم چقدر ضعیفم......
هه
سه‌شنبه 21 فروردین 1397 ساعت 02:05
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قربونت برم الهی باور میکنی به جون بچه ها هر پستی که میزارم میدونم تو بیشتر از هر کسی درک میکنی و غصه منو میخوری
+ شادی
سلام. سال نوت مباک خورشید جان. منم خیلی وقتا احساس تنهایی میکنم. خونوادم شهرستانن و همسرم به شدت وابسته به خونوادش. عملا هیچ درکی از من نداره. تو باز بچه داری که دلت بهش خوش باشه. من که یه موقعایی واقعا احساس می کنم تنهای تنهام. دعا کن خدا کمکم کنه. ایشالا حال شما هم روز به روز بهتر میشه.
دوشنبه 20 فروردین 1397 ساعت 22:14
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شادی عزیزم درکت میکنم اگه بچه ها نبودن دق میکردم
سال نو شما هم مبارک امیدوارم امسال برات پر از خوشی و آراامش باشه
سبزه بختی یعنی چی؟
دوشنبه 20 فروردین 1397 ساعت 21:09
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یعنی بهتر از سپیدبخت
+ مریم
میشه بگی این خانمی که این‌قدر قشنگ توصیفش کردی کیه ??
دوشنبه 20 فروردین 1397 ساعت 19:25
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یه خانم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :